تبليغاتX
روز از نو
هزار جهد بکردم که سر عشق بپوشم ... نبود برسر آتش میسرم که نجوشم
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
روز گذشته پس از کشمکشهای زرگری فیمابین مجلس هشتم ودولت دهم درمورد باز گذاشتن کامل دست دولت درجیب مردم وبرداشت بی حساب از درآمدهای کشور ازمحل هدفمند کردن یارانه ها، بالاخره مجلس اصولگرا وقانونگذار دراقدامی خلاف قانون ، مصوبه قبلی خود را کنار گذاشت وصددرصد اختیار هزینه کردن پول یارانه هارا بدست دولت داد.

سابقه بسیار خراب وبد دولت نهم درنحوه هزینه کردن درامدهای نفتی هنوز آثار زیانبارش از جامعه پاک نشده که مصوبه جدید مجلس خبر از سونامی وحشتناک دیگری دربازار وقیمتها وتورم درآینده ای نزدیک را میدهد.

دولتی که تاکنون هرکارخواسته با مجلس کرده است اینبار هم هرآنچه میخواست از مجلس بی کفایت دریافت کرد ونمایندگانی که اغلب معلوم نیست نماینده کدام مردم هستند به بهانه حکم حکومتی ، حق مردم خود را فداکرده وتمامی اختیارات مصرف درامدرا به احمدی نژاد بیماردادند که تورم فعلی ورکود شدید اقتصادی کشور ماحصل سیاستهای کودکانه ریاست جمهوری او در چهار سال اخیر است.

اگرچه صحبتهای پشت پرده وشایعات مبین رسیدن حکمی از بیت رهبری مبنی برموافقت با خواسته های بی حد وحصر احمدی نژاد است لیکن با این روش دور زدن مجلس ، جایگاه نماینده مردم تنها جایگاهیست که درحال حاضر به هیچ انگاشته میشود وهیچ حقی برای مردم درنظر گرفته نمیشود.

دولتی که سیاستهای اقتصادی فرهنگی واجتماعی اش همه ریشه در تفکری بسیار سطحی  وقشری دارد با آنکه به کمترین توفیقات درعرصه های مذکور دست یافته وحتی اوضاع رابرای مردم وکشور از گذشته نیز وخیم تر کرده است چگونه میتواند تا بدین حد قابل اعتماد باشد که اختیار مصرف کل درامد حذف یارانه ها را بدست گیرد وقطعا"همچون گذشته به هیچ مرجعی پاسخگو نباشد.درحالیکه همه ابزار نظارتی موظف به کنترل دولت وبررسی میزان درآمد وهزینه هایش درچارچوب قانون بودند درطول 4سال اول دولت همه گونه تخلفی صورت گرفت واب ازآب تکان نخورد آیا حالا که قانونگذار رسما"اجازه هرگونه نظارتی را از خود سلب میکند نتیجه کارهای خلق الساعه دولت معجزه گربهتر از گذشته تاریک 4ساله خواهد بود.

رهبری معظم انقلاب نیز که نامشان بعنوان حامی اصلی احمدی نژاد هرروزه ودرهرگذرگاه فراقانونی بالای سر این دولت است بهتر آنست که برای حراست وصیانت هرچه بهتر از جایگاه ولایت فقیه علنا"ازحمایت بی چون وچرای خود از احمدی نژاد درمصوبه اخیر مجلس پرده بردارند وبه مردم گوشزد کنندکه این نمایندگان مجلس مقصر نیستند بلکه انان بنابردستورولی فقیه خود ، بجای نهادینه کردن قانون ، راههای فراقانونی را طی کرده اند تاولایتمداری خویش راهرچه بیشتربه اثبات برسانند.

بااین وصف که مجلس صرفا"جایگاه تصویب منویات احمدی نژاد قرارگیرد (آنگونه که قرارگرفته است )همان بهتر که درب این مجلس نیز بسته شود ونمایندگان هم درخانه به امور مربوطه رسیدگی کنند وپای هر نامه ولایحه ای که احمدنژاد آورد را امضاکنندودم برنیاورند چرا که میدانند امضانکردن لوایح احمدی ، پس ازاندک زمانی حکمی از بیت رهبر انقلاب را در پی خواهد داشت که قطعا"به حکم شرع نمیتوان به آن پشت کرد وسمعا"وطاعتا"برای هرنماینده ای لازم الامضا واجراست...

 

 

نوشته شده توسط سعيد در ساعت 10:25 | لینک  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

رفته بودم پمپ بنزین .کارت سوخت رو گذاشتم وبسم الله گفتم.بعد از ورود رمز واین مسائل عدد ۱۵۷لیتر باقیمانده بهم هشدار داد که تا پایان این دوره باید مشکلات سوختی رو با خرید بنزین آزاد حل کنم.

از موجودی کارت ۳۷تاشوریختم توباک ماشینم والباقی ۱۲۰ تاروگذاشتم برای بعد.

کارت روبرداشتم ومشغول پرداختن پول بنزین به آقا پمپی شدم.درهمین بین یک آقای میانسالی اومدطرفم وبدون مقدمه ای گفت : آقا ممکنه من باکارت شما ماشینمو بنزین بزنم ؟

فکرشو بکنید!من خودم تا پایان آذرماه باید باهمین ۱۲۰تا سرکنم ومطمئنم که برای خودم کم میارم.وصد البته که نباید کارتمو بهش میدادم.

نمی دونم چی شد که بهش جواب دادم کارت من متعلق بشماست وهرچی میخوای بزن با همون قیمت ۱۰۰تومن که به آقا پمپی میدی.!!!

آقاهه بسرعت یه باز شکاری کارتو از دستم قاپید وباک ماشینشو پرکردوبعد از تشکری کارت منو بهم پس داد. هنوز از خواب درست وحسابی بیدار نشده بودم.دلم نیومد موجودی کارتمو بگیرم وبرای آینده برنامه ریزیها روتغییر بدم.کارتوگذاشتم توی جیبم وسوار ماشین شدم.حتی یادمه که ازش سوال نکردم چند تازدی؟

خانم محترمه که باتفاق بچه ها داخل ماشین بودند وقتی از اینکار من خبردارشدن خوب اعتراض فرمودندوالبته حق هم باایشون بود.راستش خودم هم پشیمون شدم والبته چاره ای هم نبودوباید غرغرهای خانم روگوش میدادم ودفاعی هم نداشتم.

سه روز بعد :

آمپر محترم ماشین داره بهم اخطار میکنه که حداکثر ۱۵ کیلومتر دیگه دوام میارم وبعد ماشینم کاملا"خالی از بنزین میشه.مجبورم برم پمپ بنزین وباکو پرکنم.تو صف پشت یک وانت نیسان توقف کردم.آخه وانتها سهمیه ۶۰۰لیتری دارند وگاهی میشه توی صف ازشون بنزین خریدوخودم تاحالا چند بار این کارو کرده بودم.تویک لحظه مناسب خودمو به راننده نیسان رسوندمو بهش گفتم "داداش بنزین داری یه کمکی بما بکنی؟موندیم ها!!

بنده خدا انگار که بهش فحش بدی داده باشم یک نگاه خاص بهم کرد ومحلی بهم  نداد.

نشستم تو ماشین ومنتظر نوبت شدم.با توجه با خاطره سه روز قبل الان حداقل ۶۰ تای دیگه بنزین داشتم .گفتم خدابزرگه این ۶۰ تارو میزنم وبقیه دوره فعلی رو ازاد میخرم.نوبتم که شد کارتمو گذاشتم ورمزشو وارد کردم.

وای ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی .....خدای بزرگ.معجزه ه ه ه ه ه ه ه ه ............

فکر میکنید چی شده بود.باورتون نمیشه!!!کارت سوختم  الان ۱۰۶۵لیتر شارزداشت.بله ،کارتی که حداکثر میتونست ۶۰-۷۰لیتر بنزین داشته باشه الان ۱۰۰۰لیتر شارژاضافه داشت.

معجزات آخرالزمان هم حالا با عصای اژدهاشونده ومرده زنده کردن نیست که!!!!این خودش عین معجزه است.

آیا بازهم ایمان نمیارین به معجزات دولت هزاره سوم ای قوم بنی اسرائیل ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!

نوشته شده توسط سعيد در ساعت 7:22 | لینک  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

امروز پیکر سردار نورعلی شوشتری درمشهد مقدس تشییع شدودرجوار حرم رضوی آرمید . نورعلی شوشتری را بسیاری از مردم ما نمیشناسند همانطور که اغلب پاسدارانی که اکنون در سپاه مشغول بکارند هم شناخت چندانی از وی ندارندوفقط آرزوی بسیاری از آنها داشتن درجه های روی شانه اوست..

سردار شوشتری فردی بود با دوچهره متفاوت. اول نورعلی شوشتری فرمانده روزهای سخت نبرد وجنگ هشت ساله ودوم سردار دوران پس از جنگ.

سردارتاروزی که جبهه وجنگ بود با رشادت تمام جلودار رزمندگان وخط شکنان مبارز بود وچه بسا که بارها تا کام مرگ هم رسیده اما جان به دربرده بود .در دورانی که اغلب حاکمان سیاسی ونظامی امروز درگوشه ای کنج عزلت گزیده ویا نامی از آنها درعرصه سیاسی نظامی کشور دیده نمیشد امثال نورعلی شوشتری که جایگاهی درحد فرماندهی عملیات غرب کشور را برعهده داشتند بسیار اندک وکم شمار بودند وکمتر کسی از سرداران حاکم امروز همچون او درمیدان عمل قادر به عرض اندام وایفای نقش میشدند. همه رزمندگان او را با قامتی سربلند واستوار درمقابل دشمن وتواضع وخضوع وخشوعی مثال زدنی درخلوت با رزمندگان وبسیجیان میشناختند.

شوشتری روستا زاده ای بود که مراتب ترقی درنظامی گری را نه براساس بازیهاوموضعگیریهای سیاسی بلکه درمیدان عمل وجنگ هشت ساله بدست آورده بود.آنها که اورا میشناختند جملگی برمظلومیتش پس از جنگ صحه میگذاردند ومعترف بودند که اوحتی درمیان سایر سرداران سپاهی هم هیچوقت بدرستی جای داده نشد واز مظلومیتی خاص برخوردار بود..چه بسا سردارانی که بعد از جنگ باانواع حیله ها وپرونده سازیها که به مناصب بالای نظامی دست یافتند وبا داشتن سوابق بسیار کمتر میدانی از نورعلی ، جایگاه اوراهم پشت سرنهاده وبه مناصب بالاتر نظامی درسپاه دست یافتندوامثال نورعلی شوشتری را به حاشیه راندندتا مباداسوابق درخشان اوباعث شود تا جایی برای آنها که طالب قدرت درسپاه بودند باقی نماند.

یکی از چهره های شناخته شده نظامی امروز کشور که لباس فرم سایزشده ومناسب ایشان  درانبار هیچ ارتشی پیدا نمیشود  ازجمله  کسانیست که روزهای سخت جنگ را با عناوینی چون ستاد پشتیبانی جنگ درتهران روزگار گذراند واز همان روزی که جنگ بپایان رسید با گروهی خاص حاکمیت وسیاست را درفضای معنوی سپاه دوران جنگ تزریق نمود وبتدریج امثال سردار شوشتری را به حاشیه راندخود برمناصب مهم نظامی تکیه زد.

فرمانده سرافراز جبهه های جنگ  پس از سالها خدمت وفداکاری درجبهه هافرماندهی قرارگاه غرب کشور واز زمانیکه جنگ بپایان رسید همواره درحاشیه قرارداشت وهرگز به مسئولیتی بالاتر از معاونت نیروی زمینی گمارده نشد تا همواره درسایه باشد وکسی از او یادی نکند ویا اوتوسط توده جامعه بیشتر شناخته شود.

با آنکه هرساله هفته دفاع وبزرگداشت جنگ برگزار میشد لیکن بندرت از اوبعنوان یکی از سرداران جنگ دررسانه ها یادمیشد بطوریکه کسی چهره اورا با این نام درسیما بخاطر نمی آورد حال آنکه امثال فیروز آبادی وجعفری بارها وبارها از جانفشانیهای خود دردوران جنگ برنامه تلویزیونی ارائه داده اندگویی که عامل همه موفقیتهای دوران جنگ اینهابوده اند و کسی جز آنها درجبهه ها حضور نداشته است.

من سردار شوشتری رااز سالهای اول جنگ بخوبی میشناختم وامروز که درتشییع پیکرپاکش بادستانم تابوت اورا لمس کردم بیاد روزهای شهامت وپایمردیش برمظلومیت او گریستم ومطمئنم یکی از دلایل اصلی مظلومیت وناشناس ماندن عمدی این سردار بزرگ ، مردمی بودن او ومخالفتش با اغلب اقداماتی بود که امروز سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را به نیرویی ضد مردمی وبنگاهی اقتصادی تبدیل نموده است. هرچه بود اینبار هم عطر شهادت را یکی از رزمندگان از جان گذشته دوران دفاع وشهادت به مشهد رضوی آورد ویاد وخاطره روزهای یکرنگی وصفای جبهه ها را درشهر مان زنده کرد.

خداحافظ نورعلی شوشتری، بدرود ای سردار جبهه های حق وشهادت ، بدرود.  

نوشته شده توسط سعيد در ساعت 12:39 | لینک  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
زمانی که سید محمد خاتمی بعنوان رئیس جمهور کشورمان برگزیده شد همزمان با مطرح شدن ادبیات جدیددرکاخ ریاست جمهوری ، گروه جدیدوتازه شکل گرفته ای هم درجناح مقابل پا به عرصه سیاست گذاردند که برای به کرسی نشاندن خواسته هاوحرف خودشان اغلب به مقدسات مذهبی ویا نمادهای دینی پناه میبردند. فریاد وااسلاما وهمچنین پوشیدن لباس آخرت (کفن ) نمادوشاخص مهم این گروه بود.هر9 روز یک بحران معروف را همین عده خاص با راه انداختن راهپیماییهای "خود جوش" درعرصه کوچه وخیابانها علی الخصوص درشهرهای مذهبی هدایت میکردند وچنین القا میشد که گویی این گروههای خودسر وخودجوش بنا به فتوای خود دریافته اند که فلان عمل دولت خاتمی مخالف با اسلام ونظام اسلامی ویا دیگر ارزشهای دینی است وبنا به وظیفه این گروه دست بکار میشدند وکفن پوشان وفریاد وامحمدا ووااسلاما برلب واحیانا"چماق دردست درخیابانها به نمایش میپرداختند. برای بهانه قراردادن موضوعات مختلف هم اصلا"لازم نبود از دولت خاتمی خطای آشکاری سر بزند بلکه موضوعاتی همچون رابطه با آمریکا،قتلهای زنجیره ای ، بی حجابی، بی توجهی به ارزشهای دفاع مقدس،توهین به مراجع تقلیدوحوزه های علمیه و...حتی شایعه ورود گوشتهای آلوده ودهها موضوع دیگر هریک محملی بودند تا کفن پوشان از قرارگاه خارج شده وعزم میدان نبرد با خاتمی ودولتش کنندوالبته رسانه ضد ملی هم درهمه صحنه ها نقش آتش بیار معرکه را ایفا میکرد. دوره خاتمی خوب یا بد هرچه بود به همین منوال گذشت ودرسال 84نوبت به فردی رسید که یک پای ثابت همین جمع کفن پوشان بودودرواقع با آمدن او گروه مدافع اسلام عضوی از خودشان را برکرسی حاکمیت تکیه دادند وبا این وجود خیال همه علاقمندان به ارزشها راحت بود. هنوز این جوان خوش بروروی ضد اصلاحات درست سرجایش محکم نشده بود که دستوردادتا حضور زنان در ورزشگاهها آزاد شودوبا این فرمان ، نه تنها کفن پوشان پادررکاب غافلگیر شدند بلکه خون مراجع تقلید رابجوش آمد وجملگی آنان درمقابل امری غیر عادی قرارگرفتندوالبته هرطور بوداسلام نجات یافت وکسی قلبش برای اسلام نگرفت وکفن پوشی درخیابان ظاهر نشد. بجای کفن پوشان نمادهای هسته ای تمام ایران را دربرگرفت وفریاد انرژی هسته ای همه جارا پرکرد.گویا انژی هسته ای مساوی با تمام اسلام شده بود وهرآنچه درمقابل آن بود تماما"کفر شد. از طرفی چون رئیس جمهور جدید محبوب رهبر معظم ونیروهای خودجوش بود هراشتباه وخطای ضد اسلامی ، ضدملی،وضددینی وبین المللی اش بشکل وارونه تبدیل به موفقیتهای شگرف میشد ورسانه ضد ملی هم از خرابکاریهای این دردانه نظام ، شاهکارهایی میساخت که حقیقت را دگرگون میکرد. توهین به مراجع تقلید به دفعات صورت گرفت بدون آنکه خودجوشان سراغی از کفنهای خود بگیرند.نامه های فدایت شوم درصفحات متعدد وبا ادبیاتی شاعرانه برای همان دشمنان قسم خورده اسلام که خاتمی برای فرارکردن از رابطه با آنها هم باید جواب پس میداد نوشته شد و دراین نامه ها به هرزبانی سعی شد تاجهت برقراری رابطه با شیطان بزرگ به هرقیمتی شده توفیقی حاصل شود اما خودجوشان ضد شیطان بازهم سکوت کردند. به ملت ایران درعرصه های بین المللی توهینها وتحقیرهای فراوان شد، کشور ایران درعرصه جهانی با توهینها وتحقیرهای بیشمار اقتصادی واجتماعی روبروشد،حقوق مردم با طرحهای عجیبی چون امنیت اجتماعی وتبرج وامثال آن بازیچه گروهی عقده ای قرار گرفت ، حق هسته ای جای حقوق دیگرمردم را گرفت وحتی برسهم ایران از دریای خزر هم رحم نکرد ، روزنامه های منتقد یکی پس از دیگری به دیار عدم واصل شدندویاران شناسنامه دار امام خمینی ومعماران اصلی انقلاب به لطف الگوی مدیریت جهانی نظام اسلامی هریک بگوشه ای پرتاب شدند وبجز قلیلی ، دیگران از دایره خودیها دورمانده وهرکدام تحت عنوانی از حکومت کنارگذاشته شدند.اما با همه این احوال ، کفن پوشان را هیچ اخمی برابرونیامد.نه از فریاد وامحمداصدایی بگوش رسید ونه اسلام درمخاطره قرار گرفت. خون هم بپای تثبیت درخت تنومند دولت محبوب هرآنچه لازم بودجاری شد وجوانان وبیگناهانی بافداکردن جان خود درروزهای گرم تابستان 88این درخت تناور رابا خون آبیاری کردند.زندانهای انفرادی وشکنجه ها ودادگاههای استالینی هم با انواع خاطرات تلخش به این تجربه های اسلامی اضافه شدندوشیشه نوشابه وباتوم هم به گفتمان انقلاب اسلامی افزوده شدنداماچشمان خمار کفن پوشان ما را خواب رها نمیکرد. امروزاگرچه انتخابات تمام شده ودولت دهم مستقر شده است اما جهشهای شگرف هسته ای که چون قطاری بی ترمز از سال 84 شروع شده بود اینروزها گفتگوبا 5+1وآمریکای جهانخوار درژنو به نتایج جالبی دست یافته وسفر ناگهانی ومخفیانه منوچهر متکی به واشینگتن ودیدارهای محرمانه اوبا نمایندگان دولت آمریکانوع تازه ای از اقتداروسرفرازی دولت محبوب را درعرصه جهانی به نمایش گذارده است. اگر روزی خاتمی به کیهان برای لبخند زدن احتمالی به کلینتون رئیس جمهور وقت آمریکا درجلسه آینده سازمان ملل باید پاسخگو می بود وتیغ کفن پوشان را بجان میخریددرحال حاضر سفر سراسیمه وزیر امور خارجه دولت احمدی به واشینگتن وجلسه رودروی نمایندگان ایران وامریکا برسرمیز ناهاردر ژنوخودش به فتح الفتوح ترجمه میشودوسربلندی وعزت را نصیب ما میکندعزتی که میتواند نوید دهنده معامله ای بزرگ وپشت پرده با شسطان بزرگ وشاید تکرار 28 مردادی دیگربرای ایران باشد. پس از برگزاری نشست 5+1 وبه همین زودیها که غنی سازی اورانیوم را درکشور روسیه وبه همت متخصصان نیروگاه چرنوبیل برای ایران سرفراز اسلامی بانجام برسانیم وبار دیگر پای هرقرارداد ترکمانچای وگلستان تازه ای را به امضای سلطان محمود بیاراییم برای کفن پوشیدن وفریاد "وامحمدا" و"وااسلاما" کردن فرصتی نخواهیم داشت.....
نوشته شده توسط سعيد در ساعت 23:13 | لینک  |