
یادمه سال 64که باتفاق خانواده یکساعتی پس از غروب آفتاب وتاریکی هوا ، پس از سفری طولانی ، به دروازه های تهران نزدیک میشدیم ، آسمان خیلی تاریک بود ودرظلمت وسیاهی شب فقط درخشش نور چراغهای شهرتهران بود که از از شمال تاجنوب شهر خود نمایی میکرد.هوای بهاری وصاف وپرتو نورهای مختلفی که از نقاط مختلف تهران میدرخشیدمنظره جالبی به تاریکی جاده داده بود. ناگهان رقص خیره کننده چراغهای رنگارنگ شهر جایش را به ظلمت وتاریکی ترسناکی داد که شوق وذوق کودکانه مرا به خیالی مرگبار ووحشتناک مبدل ساخت.
بله ، حمله هوایی هواپیماهای عراقی بود ورگبار ضدهوایی ها وگلوله های رسام که بشکل زنجیره ای ازگلوله های نورانی به آسمان میرفت. هرچند که این پروازمداوم گلوله های ضدهوایی صحنه های نورانی جالبی درتاریکی شب خلق میکردند اما یادم نمیآیدکه حتی برای لحظه ای ازدیدن ان صحنه ها احساس خوشی ومسرت کرده باشم.
آنروزها همه به هم دلداری میدادند که درهر صورت جنگ است ودراین شرایط که وطن بحران جنگی نابرابر را تجربه میکندصبر وانتظاربهترین گزینه است وباید با تمام توان درمقابل هجوم مشکلات ناشی از جنگ مقاومت کردهرچه بود دشمنی به خاک ما تجاوزکرده وقصد اشغال کشورمان را کرده بود.
اما درسال 87 پس از گذشت بیست سال از پایان جنگ ، اینروزها کشور ما شاهد بحرانی است که درکل سالهای پس از جنگ اگر بی نظیر نباشد کم نظیر است. قطع طولانی مدت برق درپایتخت کشور.
کشوری که درطی سالهای بازسازی وتوسعه از گذرگاههای مختلف اقتصادی وسیاسی بسلامت عبور نموده است اکنون با درآمدهای افسانه ای نفتی وصندوق ذخیره ارزی که جای پول تو جیبی دولتش را گرفته است ، از تامین برق مورد نیازکشور وخصوصا"پایتخت خود ناتوان است چگونه میتواند خود رابرای بحرانهایی نظیر جنگ 8ساله آماده نشان دهد.؟آیاما میتوانیم ادعای برتری نظامی وسیاسی درمنطقه داشته باشیم درحالیکه بعلت قطعی مکرر برق قادرنیستیم مراسم شلیک موشکهای دوربرد خودمان را به هموطنانمان نمایش دهیم؟
جالب است که کشور ما با داشتن منابع گسترده انرژی ومطابق برنامه چهارم توسعه اقتصادی خودنه تنها از وجود افزایش نیازبه انرژی بیخبر نبوده بلکه درهمان برنامه چهارم همزمان با افزایش تقاضای انرژی ،نسبت به توسعه وگسترش مراکز نیروگاهی کشورنیزبرنامه ریزی صورت گرفته است. مشکل قطعی های مکرر برق دراینروزها نه بعلت کمبود بارندگی وآب پشت سدها بلکه بدنبال عدم مدیریت منابع مالی کشور درساخت نیروگاههای جدید درسالهای اخیر بوده است.
ظهر یکشنبه برای کاری به بیمه خدمات درمانی تهران واقع درخیابان فاطمی رفته بودم ، طبقه سوم ساختمان بیمه مقصد کاراداری من بود.داخل اداره درآن ساعت روز که خورشیدبا گرما ونور حداکثری اش همه را کلافه میکند بعلت قطع برق در ظلمت وتاریکی مطلق فرورفته بودومن مدتی صبر کردم تا با جستجوی مجدانه چشمانم ، مسیر راه پله طبقات راپیدا کنم.مردم همگی سرگردان وکلافه منتظر آمدن برق بودند .من نیز
زمانی که متوجه شدم با توجه به قطعی برق واز کارافتادن کامپیوترهای اداره مذکورکاری ازپیش نخواهم بردو پس از آنکه از برگشت برق ناامید شدم برای دیدن دوستی به یکی از ادارات مجاور بیمه درهمین خیابان رفتم والبته آنجا نیز داستان بدتر از اینجا بود. نه از برق اضطراری خبری بود ونه بدون برق کاری میشد انجام داد.بدون تعارف باید گفت : شرم آور است برای کشوری که باداشتن منابع بی پایان انرژی نفت وگاز ودرآمدهای آن ووجود برنامه های متعدد توسعه ای برای جبران بی کفایتی خودبار خویش بر دوش مردمی میگذارد که خسته ازدغدغه های مختلف زندگی سخت خود ، از شدت گرما درقطعی برق وتاریکی ، مجبور به ترک خانه وحضور درپارکها وبوستانها ی شهرمیشوند تا شاید لحظه ای بتوانند درکنار خانواده آرام گیرند.
دیگر نمیتوان ساکنین آپارتمانهای مرتفع را که از فرط گرما طاقت ماندن درخانه راندارند دراین حرارت بالای 40 درجه همزمان با قطع دوساعته برق به اجر معنوی وثواب اخروی وعده دادواز آنان توقع حمایتهای بی دریغ از دولت را آنگونه که دردهه 60 مرسوم بود انتظارداشت.
خداکندکه موضوع اختلافات روزافزون دولت ما با غرب با تدبیر وعقل بپایان برسد وکارما زبانم لال به جنگ ومخاصمه نظامی دوباره ای منجر نشودوگرنه.......خداآنروز را نیاورد....
دکتر لاریجانی ریاست مجلس هشتم که از دوره ریاست بر صداوسیما هراز گاه گوی سبقت رادر تخریب خاتمی ودولتش از دیگر رقیبان همگروه می ربود ، دردوره مذاکرات هسته ای که دکتر روحانی مسئولیت مذاکرات رابرعهده داشت ، پس ازپذیرش تعلیق غنی سازی توسط ایران جمله ای گفت که پرونده هسته ای کشورمان را برای همیشه باوازه های " آب نبات ودر غلتان " پیوندزد.
درآن سالهای آخردولت خاتمی که دشمنیهای آشکار وپنهان با ایشان ازسوی رقبا وبا استفاده از ادبیات کیهانی وروشهای عملیاتی گروههای فشار بانجام میرسید ، هرکسی بنابروظیفه وتکلیفی که احساس میکرد نخودی درآش دشمنی با خاتمی واصلاح طلبان میریخت تا که از اجرمعنوی وثواب اخروی بی بهره نباشد.
دراین بین لاریجانی که ریاست صداوسیمارا دراختیار داشت ، علاوه برهمه فشارهایی که از سوی مخالفان بردولت وارد میشد ، برچگونگی سانسوروبایکوت دولت خاتمی ونیز انعکاس هرچه گسترده تر حرکتهای حساب شده دشمنانش درصدا وسیما نظارت کامل داشت واز هیچ کوششی دراین راه فروگذار نمیکرد.
زمانی که درسال83 وبراساس تصمیم همه ارکان عالی مدیریتی نظام ودررأس آن نمایندگان رهبری ، نوبت به پذیرش تعلیق غنی سازی توسط ایران رسید، لاریجانی که خود از کم وکیف کار بطور کامل مطلع بود درسخنی تاریخی فرمود که : تیم مذاکره کننده ایرانی با پذیرش تعلیق غنی سازی "درغلتان "را داده وبجایش " آب نبات " دریافت کرده است . والبته آن موقع که ایشان بیرون گود بود سخنش نیز خریداران بسیار داشت.

چرخش گردونه زمان طوری بود که دردولت نهم عنان رهبری هسته ای و به چرخش درآوردن دوباره مروارید غلتان بدست همان منتقد سرسخت سیاستهای تیم هسته ای قبل افتاد.
سیاست بی محلی به طرفهای گفتگو کننده هسته ای دراروپا و تئوری نگاه به شرق از چین وماچین گرفته تا روسیه وهندوستان ، تحولات ظاهرا"عمیق وریشه ای درسیاستهای هسته ای رانوید میداد وشعارهای رنگارنگ تبلیغاتی هرروز درمصاحبه های دکترلاریجانی از وی چهره ای عملگرا ومحوری ساخته بود.
از آنجا که لاریجانی از عقبه پشتیبانی کننده دیپلماتیک قدرتمندی برخوردار بود وبه دوراز شعارهای اولیه اش فردی واقع گرا مینمود، خیلی زود دریافت که درغلتان هرچه که ارزشمند باشد اما به راحتی قابل دسترسی واستفاده نیست. سیل بنیان کن قطعنامه های شورای امنیت وتحریم های کمرشکن که هم اکنون با تمام وجودمان قابل لمس است ، نتیجه رها کردن همان آب نبات وجستجوی درغلتان توسط حضرت لاریجانی بود. وخیلی زود هم معظم له به این نتیجه رسید که درغلتان نه تنها دست نیافتنی است بلکه به همان آب نبات هم دیگر امیدی نمیتوان داشت وازاینرو باید محترمانه از صحنه کنار رفت وجستجوی درغلتان را به دیگران سپرد. شعارهای هرروزه انرژی هسته ای که دیگر ازنان شب هم واجب ترشده بودسراسر کشور را درنوردیده وخمیر مایه هرمحفلی شده بود.
چه باید کرد که بعد از گذشت سه سال ازافسانه آب نبات ودرغلتان وکشمکشهای بسیاری که سبب بروز تحریمهای اقتصادی وتورم افسار گسیخته وکم سابقه اخیر شد، این روزها که بسته جدید اروپا واز طرفی تهدیدهای پشت پرده آن همچون طنابی حلقوم ملت ودولت ایران رامیفشارداز گوشه وکنار زمزمه پذیرش تعلیق شش هفته ای وامثال آن بآرامی نجوا میشوداگرچه که رسانه های دولت به تکذیب آن میپردازند.
درغلتان اگرچه هنوز به کف نیامده است ، اماقصه علی آقا وآب نبات هم بنوع دیگری زنده شده است. با این تفاوت که اینبار که سخن از تعلیق موقت بمیان آمده همه میکوشند تا با متفاوت جلوه دادن موضوع ویا تکذیبیه های مکرر ، تعلیق قبل را با توافقات فعلی مقایسه نکنند وفی الواقع تعلیق خاتمی را شکستی ذلت بار وتعلیق احتمالی خود را پیروزی بزرگ قلمداد نمایند.
هرچه بود سه سال از سرمایه کشور ومردم هزینه کردیم وبا همه دنیا بجز ونزوئلا ونیکاراگواوامثالهم جنگیدیم وقطعنامه های شورای امنیت را که کاغذ پاره ای بیش نبودند یکی پس از دیگری با افتخار دریافت نمودیم و تا امروز به پرداختن تاوان پاره کردن یک به یک آنها سرگرم بوده وهستیم . و حال که با وجود درآمدهای افسانه ای حاصل از فروش نفت به آخرخط نزدیک شده وزیر فشار تحریمها به خردکردن استخوان مشغولیم گویا تازه از خواب بیدار شده وباورمان شده است که لابد کاغذ پاره های شورای امنیت هم گاهی ارزش نگاه کردن را داشته اند.
دراین سه سال صدارت دولت نهم که امواج شتاب وهیجان بیش از هرروش مدیدریتی دیگری به گرداندن امورات کشور مشغول بوده وکمتر به خرد جمعی وتجربه های دیپلماتیک اهمیت داده شده است ، دولت محترم چنان غرق درهیجان وشور شده که از قوانین حقوقی بین المللی هم گویا فراموش کرده است .
اکنون ماییم وشعارهای بسیاری که دراین سه ساله از هرتریبون وبلندگویی به جهان فریاد کرده ایم. محو کردن اسرائیل وبرچیدن حکومت یهودیان وانتقال آن به اروپا، صدورانقلاب با توسعه همکاریها وکمکهای بشردوستانه به امریکای جنوبی ولاتین و انکار هولوکاست وانزوای روزافزون سیاسی ایران درعرصه های بین المللی از اهم دستاوردهای سیاست خارجی وگرانی وتورم وحشتناک وگسترش بیکاری وفقروبی عدالتی از اهم دستاوردهای داخلی سیاستهای مهرورزانه دولت محترم بوده است . سیاستی که بیش ازهمه سعی داشت تا درغلتان هسته ای ومنافع آنرا به ما هدیه کند وذلت پذیرش آب نبات را به دشمنان بازگرداند.چه میخواستیم وچه حاصل کردیم.....
تصور کنید مدتی است شما یا یکی از بستگان دچار بیماری خاصی ازجمله درد زانو ویا کهیر پوستی ویا مشکل دیگری شده اید . طبعا" اگر فرد مقیدی باشید برای درمان به پزشک مراجعه میکنید .
درادامه درنظر بگیرید که پس از گذشتن از مراحل اولیه ، وارد مطب پزشک محترم شده اید . ودرنگاه اول پس ازاینکه سر جایتان نشستید ، نا خود آگاه چشمتان به ظرفی پراز آب میافتد که داخل آن موجودات زنده ای درحال وول وول زدن هستند!! نه ...نترسید اینجا شما درامانید وخطری شما راتهدید نمیکند...داخل آن ظرف نه ماهی است ونه جاندار خطرناک دیگری ، بلکه تعدادی موجود دوست داشتنی وبی آزار بنام زالو درحال تیز کردن دندانهایشان ( بادکشهایشان ) جهت درمان درد ها وبیماریهای شما هستند.....
بله ؛ اینجا میتواند مطب یک پزشک محترم دانشگاه رفته ویا محل کار یک حکیم باشی سنتی درهریک از شهرهای کشورمان باشد که در کمال خونسردی وبا فراغ بال برای درمان هرنوع دردی ، اعم از قلبی وعروقی وپوستی ویا دیگر بیماریهای لاعلاج دیگر با کمال آرامش واطمینان از این تکنیک درمانی برای مداوای بیماران ، استفاده میشود....

در گوشه ای دیگر ازهمین مطب یا محلی مشابه آن یک کمپرسور یخچال (موتور یخچال خانگی ) وتعدادی اتصالات لوله ای دیگر آماده است تا چنانچه از زالو درمانی خوشتان نمیآید ، شمارا با تیغ تیز حجامت به ساحل تندرستی برساند.فرق هم نمیکند که شما مبتلا به چه دردی باشید ویا درچه مقطع سنی باشید.مهم اینست که با انجام اینکار علاوه برتضمین سلامتی خویش وتوسط خارج شدن هرقطره خونتان به فرمایش پزشک محترم ،قصری مجلل ازبهر شما دربهشت بنا میشود وقطرات بعدی خون حجامت شده ، ارتفاع برج شما را دربهشت زیادتر وزیادتر میکندولابد به تعداد حور غلمان آن نیز میافزاید.
پزشک محترم حجامت کننده درحالی که شما را تشویق میکند تا برای دفعات بعدی ازهمین الان نوبت بگیرید ، اشاره میکند که با خواندن ادعیه ای که برروی دیوار ودرمقابل چشمان مبهوت شما نصب شده است به برج سازی خود درباغهای زیبای بهشتی سرعت بیشتری ببخشید.دوستی که بتازگی از حجامت آمده بود خاطره شیرین وقابل تاملی داشت : میگفت روز یکشنبه ای جهت حجامت وبرخورداری از ثواب معنوی درحجامتخانه حضور بهمرساندم. پزشک محترم پس از دعاهایی که خواندیم وتوصیه هایی که برای ثواب بیشتر بمن نمودند، گفتند که هم اکنون شما اجر بسیار زیادی برده واز ثواب معنوی بی شماری برخوردار شده اید ولازم است تا برای بهره بردن از ثواب بیشتر ، روز چهارشنبه که قمر درعقرب است وماه درفلان جای آسمان است جهت حجامت مجدد بیایید وبه تعبیر من کل بهشت را یکجا مالک شوید......
از دیدگاه حجامت کنندگان امروزی نه سن وسال باعث رد شدن از این ثواب بزرگ میشود ونه نوع بیماری فرد. شخصا"بارها شاهد تبلیغات گسترده مروجین حجامت بوده ام که ادعا میکنند هربیماری لاعلاجی را قادرند با اینکار درمان نمایندحتی ایدز وسرطانهای مهلک را. البته از آنجا که جامعه ما نوعا"مذهبی ودینی است وحکومت نیز از شعارهای دینی ومذهبی شدیدا"حمایت میکند این افراد هم بجای توضیح کامل وجامع درخصوص مزایا ومعایب کار خویش فقط به احادیث وروایاتی که از ائمه وپیامبر اکرم نقل میشود استناد میکنند ومنتقدین آنرا دشمن اسلام ودینداری معرفی مینمایند.
اما خوب میدانیم بسیاری ازفرمایشات پیامبر اکرم وائمه اطهار برای زمان ومکان خاصی گفته شده ونمیتواند با همان شرایط 1400 سال قبل امروز نیز اجرا شود. نمونه اش فرمایش ایشان درخصوص لزوم آموزش اسب سواری وتیراندازی با کمان وشمشیر زنی به همه مسلمانان بوده است که یقینا"از جهت حفط وایجاد آمادگی دائمی برای مسلمانان درزمان جنگها سفارش شده.اما بنظر شما درعصرجنگهای الکترونیک وموشکهای دوربرد وزیر دریاییهاوکشتیهای عظیم جنگی و...فرمایش پپامبر اکرم به مسلمانان چه معنایی جز لزوم به روز شدن علم وفناوری جنگ ودفاع درمیان مسلمانان دارد؟

تصور کنید اگر امروز از میان جنگ آوران وشجاعان عرب هم عصربا پیامبر اکرم که مهارتشان درشمشیر زنی وتیراندازی کمان زبانزد خاص وعام بودسرداری همچون عمربن عبدود وارد صحنه جنگ امروزی میشد آیا میتوانست هماورد کودکی خردسال که سلاحی گرم دردست دارد بشود؟ برنده این نبردچه کسی بود؟ جواب ناگفته پیداست. هر عصری صنعت وهنرش با مقتضیات زمانه خودش منطبق است وعلم نیز حالتی روبه جلو داشته وداردوبه همین دلیل بنا نیست انسان همیشه دریک عصر خاص علمی درجا بزندوبه بهانه پیروی از سنت پیامبر به انکار پدیده های تازه علمی خویش بپردازد.
همانطور که ماانسانهای عصر حاضر میراث دار عالمان ودانشمندان نسلهای قبل از خود هستیم وبا تلاش وجدیت سعی درارتقای دانش خویش داریم به همین ترتیب هم نمیتوانیم نسل خود را به گذشته باز گردانده وبا دلایل وتوجیهات گروهی خاص همچون دکتر روازاده ودوستان همفکرش سعی درمخدوش نمودن پیشرفتهای شگرف علمی بشرنماییم تا جایی که علم پزشکی درعصر حاضررانسبت به دوره بوعلی و... بجز دربرخی از جراحیها فاقد هرگونه پیشرفت ونو آوری بدانیم.
همانطور که نیاکان ما روزی تیرو کمان ونیزه را اختراع کرده وبخوبی وبموقع بکار بردند ودرادامه اش نسلهای بعدی سلاحهای بهتروکاملتری تولید نمودندبهمین ترتیب اگراطبا دربرهه ای اززمان جهت درمان بیماریها از روشهایی چون زالودرمانی ویا حجامت وامثال آن استفاده میکرده اند، امروزه هم نسلهای جدید دانشمندان درتکمیل آن یافته های علمی اسلاف خویش به روشهای آسانتر وبهتر درمانی دست یافته اند که منکرین متحجر ومتعصب نمیتوانند با لجاجت مانع ظهور وبروزش شوند.
درپایان بگویم که بحث طب گیاهی موضوعی جدا گانه است که امروزه با رویکرد واقبال محقیقین ودانشمندان درمراکز علمی سعی برشناخت صحیح اثرات مفید درمانی ونیز عوارض جانبی آنها قرارگرفته وراهی برای تکمیل درمانهای مدرن بوده وهرگز همچون متحجرین ، درصدد نفی دیگر پیشرفتهای علم پزشکی نیست.


شکر خدا که رئیس جمهوری داریم خوش بزم وخوش زبان. درهرشبانه روز لااقل 20 ساعتش را به خدمت خالصانه مشغول است ومابقی را نیز با فکر معیشت خلق اگر سربربالین بگذارد! . هراز چند گاهی که عرصه برما مردم کم صبر وعجول تنگ میشود واز فرط شکم سیری ، زبان به انتقاد ازدولت کریمه اش میگشاییم ، این ریاست جمهور خوش زبان وشیرین گفتار، دراجتماع گروهی ازمنتقدین سرسخت خویش همچون دانشجویان دانشگاه امام صادق ویاطلاب علوم دینی که کسی برمنتقد بودن آنها شکی ندارد ، با ذکر حکایتهای شیرین از نوشته های سری داستانهای شنگول ومنگول ، سبب تفرج وتمدد اعصاب ملت خویش میشود. این رسالت بزرگ که ظاهرا"پس از دیدن هاله نور درنیویورک بردوش رئیس جمهور نهاده شده است ، از همان سال 84 که روزهای با شکوه عزت وقدرت دولت نهم بود آغاز شد وهرروز جلوه تازه ای ازآن بروز کرد وسبب افزایش روحیه مردم شد.
از دیدن هاله نور درسازمان ملل که سبب شد درمدت سخنرانی ریاست جمهور صدای جیک هیچیک از هیئتهای عالیرتبه کشورها درنیایدوپلکهاشان تکان نخورد، یا انکار گرانی وتورم به عناوین مختلف وتوسل به بقالی سرکوچه معظم له وقیمت ارزان گوجه فرنگی درآنجا ، تا گرفتن وبستن مافیای نفت وتوزیع هرچه بهتر عدالت ومهرورزی درجامعه ، ونیزوعده رسواکردن عاملین گرانی درعرض دوهفته بعد ،کشاندن پای امام زمان به میدان مدیریت اقتصادی دولت نهم و....و بالاخره داستان شیرین وجنایی اخیری که درهمان جمع علمای منتقد برزبان ایشان جاری شد وبار دیگر گل لبخند را بر لبان ملت بهت زده ایران نشاند، همگی ماحصل روحیه شوخ وشنگ ریاست جمهور مکتبی ماست.
بیاد دارید دولتهای قبل را که توسط عده ای دزد وقاتل بالفطره اداره میشد وبجزتباهی وفساد وچهرهای عبوس وگرفته شان هدیه ای برای مردم درچنته آنان نبود؟ روسای جمهوری قبل کشور مان ( هاشمی وخاتمی ) که مثل برج زهر مار بودند وهیچ وقت فرصتی برای خنده وشادی مردم فراهم نمیکردند کجا و دولت نهم ودررأس آن ریاست جمهور ودولت خوش بزم فعلی مان کجاکه همگی متفق القول نهایت تلاش خود رابکار میبرند تا مبادالحظه ای خنده از چهره مردم ایران دورشود.
اخیرا"ریاست جمهورمحترم که نمیخواهد حتی یک نفر دراین مملکت ناراحت باشد وتعطیلات آخر هفته اش را با ناراحتی واندوه پشت سر بگذارد یک برنامه شاد برای مردم همیشه درصحنه اجرا نمودند . پنجشنبه بدنبال سفر قبلی شان به بغداد واحتمالا"با الگو برداری از داستانهای علی بابا وسندبادوچهل دزد بغداد، درجمع طلاب قم که شدیدا"منتقد دولت ایشان بودند با چهره ای گشاده حاضر شده وفرمودند : " عوامل آمریکا در سفری که به عراق داشتم میخواستند مرا بربایند والبته با تمهیداتی که ما انجام دادیم موفق به اینکار نشدند. "
با اینکه حاضرین درمجلس ازعلما بودند لیکن هیچیک نتوانستند جلوی خنده خود رابگیرند واز اینرو از شدت خنده وخوشحالی یادشان رفت که از رئیس جمهور انتقاد کنند وپس ازکلی شوخی وخنده وسردادن شعارهایی درحمایت از انرژی هسته ای ومحکوم کردن سارقین آمریکایی مجلس را ترک گفتند. گوشه ای از شعارهای مجلس چنین بود :
( بوش سرقت میکند – علی بابا حمایت میکند- علی بابا حیا کن – حاج محمود ورها کن – محمود سرقت نمیشه – امریکا راحت نمیشه و... )

فکرش را بکنید چه جوکی میتوانست مردم ایران را درروزهای آخر هفته گذشته که گرمای شدید هوا وقطعی مکرر آب وبرق آنان را کلافه کرده بود ، به اندازه شنیدن این خاطره بامزه بخنداند وسبب تقویت روحیه ضد استکباری ایشان شود؟ درود بر این روحیه بالای ریاست جمهور عزیزمان که خاطره دلپذیر وشاد ربوده شدن خودش را از یک ماه پیش دردل نگاه داشت تا همزمان با مناسبت مهم برگزاری جشنهای پرشکوه سوم تیر که سالروز ظهور معجزه هزاره سوم است پرده از آن بردارد ودراین ایام سرور وشادی ، با ذکر آن بر شور ونشاط ما صد چندان بیافزاید.
گروهی ازکارآگاهان ادارات تجسس وآگاهی نیروی انتظامی با اطلاع از نقشه سرقت ریاست جمهورمکتبی ، علیرغم کنترل وخویشتنداری بشدت خندیدند وعده ای از کارآگاهان ارزشی از شدت احساسات روده پیچ شدندوکنترل از کف دادند. خلاصه اینکه مردم از شنیدن این خبر چنان دچار سرور وسرمستی شده اند که از هوای گرم وتورم وقطع برق وآب و...فراموش کرده ویکسره درجشن وپایکوبی اند. البته حق هم همین است ، آمریکایی های احمق که اززمین وهوا ودریا کنترل عراق را دردست دارند نه تنها درکلمبیا قادرنبودند نقشه خود راعملی کنند بلکه چنان مقهورعملیات متهورانه وپلیسی رئیس جمهور وتیم همراه درعراق شدندکه با آنکه ایشان درخاک عراق ودرواقع درمشت آنها بود ، بجای ربودن احمدی نژاد لابد یک عابر رهگذر را ربوده وزمانی که بخود آمدند تازه فهمیدند که از چه اعجوبه ای رودست خورده ومرغ از قفسشان چگونه وبه چه ترفندی پریده است.
